الفيض الكاشاني

201

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

« وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ » . « 1 » * چون خياط جامه در كسى پوشد تا برانداز آن كند و نيك و بد آن مشاهده نمايد ، نبايد آن كس مالكانه در آن نگاه كند و به آن شاد و مُعجِب گردد تا چون خياط آن را از بر او بكَند محزون و غمناك نگردد . و اگر محزون و غمناك گردد دليل سفاهت و نادانى اوست كه او را آلت اظهار معنىاى ساخته بودند خود را صاحب معنى پنداشته . امر از خداى آمد و به خداى باز گردد « إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ » . « 2 » آدمى پيمانه‌اى است كه اين حكايت به او مىپيمايند و به او باز مىنمايند . چنان كه نحوى گويد « ضَرَبَ زيدٌ عمرواً » براى تفهيم مفعوليّت است و فاعليّت ؛ عمرو از گوشه‌اى بيرون جهد و چنگ در زيد زند كه تو را به قصاص مىگيرم . بابا اين مثالى است كه ساختيم براى تفهيم معنى ، با تو چه علاقه دارد و اگر البته چنين است امكان « أعطى زيدٌ عمرواً ديناراً » هست ، دينار را با اين تاوان گير و رو . بدى و نيكى جهان همه از اين گونه است . نه توئىّ تو است در كارى * تو كه‌اى اندرين ميان بارى گفتم اگر شنفتى خود را بگير تا نيفتى . « إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ » . « 3 » و السلام و الإكرام .

--> ( 1 ) . و زندگى دنيا ، چيزى جز سرمايه فريب نيست . سورهء آل عمران ، آيهء 185 . ( 2 ) . و همهء كارها به سوى او بازمىگردد . سورهء هود ، آيهء 123 . ( 3 ) . در اين تذكّرى است براى آن كس كه عقل دارد ، يا گوش دل فرادهد در حالى كه حاضر باشد . سورهء ق ، آيهء 37 .